skip to Main Content

اختلال دیسفوریای جنسیتی یا آشفتگی جنسیتی

اختلال دیسفوریای جنسیتی (Gender Dysphoria) (که سابقاً طبق DSM-4 با عنوان اختلال هویت جنسیتی از آن یاد می‌شد) احساسی نیرومند و مداوم است از همسان‌پنداری یا یکی‌انگاری با جنس مخالف و نارضایتی از جنسیت خود. برای تشخیص دیسفوریای جنسیتی، این احساسات باید همراه با فشار روانی باشند یا در زندگی فرد اختلالی جدی به وجود آورند. افراد مبتلا به اختلال دیسفوریای جنسیتی غالباً تمایل دارند مطابق با هویت جنسیتی (خودساخته) خویش زندگی کنند و ممکن است از لباس‌ها و اطوار جنس مخالف بهره ببرند تا به این هدف دست یابند.

 

اختلال هویت جنسیتی یا احساس دیسفوریا ممکن است به طرق مختلفی ظاهر شوند. به عنوان مثال، فردی با ویژگی‌های جنسیتی زنانه، ممکن است در زندگی خصوصی خود را یک مرد بپندارد، اما در زندگی اجتماعی، خود را همواره زن معرفی کند(این افراد برای اینکه به صورت تمام‌وقت با جنسیتی که با آن یکی‌انگاری می‌کنند شناخته شوند، ممکن است به‌دنبال درمان‌های هورمونی یا جراحی باشند). فرد دیگری ممکن است در ملأعام لباس‌هایی مرتبط با جنس مخالف را به تن کنند. هر یک از این افراد ممکن است به‌علت نگرانی‌های مرتبط با هویت جنسیتی خود، احساس پریشانی شدیدی را تجربه کنند یا زندگی آن‌ها دچار اختلال شود. بزرگسالان مبتلا به دیسفوریای جنسیتی، معمولاً از اینکه با جنسیت واقعی خود توسط دیگران شناخته می‌شوند ناراحت هستند، و اغلب مایلند از ویژگی‌های فیزیکی جنسیت واقعی خود رها شوند.

 

ناسازگاری جنسیتی و احساس پریشانی (که نشانگر دیسفوریای جنسیتی  است) می‌تواند در کودکان، نوجوانان یا بزرگسالان وجود داشته باشد و در هر گروه سنی، به‌صورت متفاوت ظاهر می‌شود. مثلا یک کودک ممکن است تمایل داشته باشد که جنسیتی متفاوت داشته باشد، یا اظهار کند که جنسیتی متفاوت دارد یا تصور کند که وقتی بزرگ شد به جنس مخالف تبدیل می‌شود. این کودکان همچنین ممکن است لباس، مدل مو یا اسباب‌بازی‌هایی که با جنسیت مخالف مرتبط هستند را ترجیح دهند و هنگامی که والدین به آن‌ها لباس‌های جنسیت حقیقی خودشان را می‌پوشانند، واکنش‌های منفیِ شدیدی از خود نشان دهند. علاوه بر این، برخی از کودکان از خصوصیات جنسیت واقعی خود ابراز نارضایتی می‌کنند.

 

دیسفوریای جنسیتی، زمانی به‌عنوان اختلال در کودکان و بزرگسالان در نظر گرفته می‌شود، که فرد به‌دلیل ناسازگاری،  فشار روانی شدیدی را تجربه کند یا در امور اصلی زندگی او اختلال ایجاد شود. اما اینکه شخصی خود را در قالب جنس مخالف بپندارد (بدون فشار روانی)، به‌عنوان اختلال ذهنی در نظر گرفته نمی‌شود.

 

ویژگی‌های افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی

به‌دلیل احساس پریشانی و قضاوت‌های منفی، بسیاری از افراد مبتلا به اختلال دیسفوریای جنسیتی از نظر اجتماعی منزوی می‌شوند_چه از روی انتخاب چه به‌دلیل طردشدن_ که می‌تواند باعث کاهش عزت‌نفس شود و ممکن است فرد را از مدرسه بیزار کند یا حتی منجر به ترک تحصیل او شود.

 

در بعضی موارد از اختلال دیسفوریا، پریشانی و ناراحتی به‌حدی می‌تواند شدید و فراگیر باشد که زندگی ذهنی فرد فقط حول فعالیت‌هایی بچرخد که فشار روانی مربوط به این اختلال را کاهش دهند. این افراد به‌ویژه قبل و یا در اوایل تغییر جنسیت رسمی، دغدغه‌های ظاهری فراوانی داشته باشند. روابط با اعضای خانواده نیز ممکن است به‌طور جدی دچار اختلال شود، به‌ویژه در مواردی که اعضای خانواده نسبت به ترنسجِندرها یا افرادی که از نظر جنسیتی نامتعارفند، دیدگاه‌هایی منفی و تحقیرآمیز دارند.

 

تفکر دربارۀ خودکشی، اقدام به خودکشی و اختلالات مربوط به سوءمصرف مواد در بین کسانی که دچار دیسفوریای جنسیتی هستند شایع است. پس از تغییر جنسیت، بسته به توانایی سازگاری فرد، خطر خودکشی ممکن است از بین برود یا ادامه یابد. کودکان مبتلا به دیسفوریای جنسیتی ممکن است اختلال اضطراب جدایی، اختلال اضطراب فراگیر یا علائم افسردگی را به‌طور همزمان، از خود بروز دهند. بزرگسالان نیز ممکن است علائم اضطراب و افسردگی را بروز دهند.

 

دیسفوریای جنسیتی یا اختلال هویت جنسیتی در بسیاری از کشورها و فرهنگ‌های جهان گزارش شده است، و ناسازگاری بین فرد با جنسیتش، هزاران سال است که در جامعۀ بشری وجود داشته است. مطابق با DSM-5، در بین افرادی که مذکر زاده می‌شوند، حدود ۰.۰۰۵ تا ۰.۰۱۴ درصد بعدها مبتلا به دیسفوریای جنسیتی خواهند شد. و در میان افرادی که مؤنث زاده می‌شوند، تقریباً ۰.۰۰۲ تا ۰.۰۰۳ دچار این اختلال خواهند شد. از آنجا که این تخمین‌ها صرفاً بر اساس تعداد افرادی است که به دنبال درمان رسمی و قانونی می‌روند_ ازجمله درمان هورمونی یا جراحی تغییر جنسیت_ این ارقام، از میزان شیوع واقعی دیسفوریا بسیار کمتر است.

 

میزان پریشانی و فشار روانی‌ای که فرد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی تجربه می‌کند بسیار چشمگیر است، و  افرادی که در محیط‌های حمایتی قرار دارند، اجازه می‌یابند تا جنسیت خود را به شیوه‌ای که برای آن‌ها راحت‌تر است ابراز کنند، و در صورت لزوم به آن‌ها آموخته می‌شود تا احساس ناسازگاری خود را نیز کاهش دهند.

 

علائم

اختلال دیسفوریای جنسیتی، در گروه‌های سنی مختلف، متفاوت به نظر می‌رسد. طبق DSM-5، متخصصان سلامتی روان، می‌گویند برای اینکه بتوان دیسفوریای جنسیتی را در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان تشخیص داد، باید از وجود علائم زیر اطمینان یافت:

 

علائم در کودکان

  • ناسازگاری بین جنسیت تجربه‌شده/بیان‌شدۀ کودک و جنسیت واقعی او، به‌مدت شش ماه یا بیشتر
  • تمایل شدید به اینکه جنسیت دیگری داشته باشد (یا هویت جنسی دیگر، مثلا یک فرد بدون جنسیت باشد) یا پافشاری و اصرار بر اینکه جنسیتی دیگر دارد
  • در پسران، تمایل شدید به پوشیدن لباس‌های زنانه یا آرایش‌کردن، یا مقاومت در برابر پوشیدن لباس‌های مرسوم مردانه
  • در دختران، تمایل شدید به پوشیدن لباس‌های رایج مردانه، یا مقاومت در برابر پوشیدن لباس‌های مرسوم زنانه
  • تمایل شدید برای به‌عهده‌گرفتن نقش‌های جنس مخالف در بازی‌های ساختگی یا خیالی
  • تمایل شدید به اسباب‌بازی‌ها، بازی‌ها یا فعالیت‌هایی که معمولاً به جنس مخالف اختصاص دارد
  • بیزاری شدید از آناتومی جنسی خود

 

اگر فرد حداقل شش مورد از علائم فوق را داشته باشد، دیسفوریای جنسیتی در صورتی که موردِ زیر را نیز شامل شود، قطعی است:

 

  • فشار روانی یا وجود اختلال بالینی در امور اصلی زندگی فرد، مانند روابط اجتماعی، فعالیت‌های مدرسه یا روابط با خانواده

 

 

علائم در نوجوانان و بزرگسالان

  • ناسازگاری بین جنسیت تجربه‌شده/بیان‌شدۀ فرد و خصوصیات جنسی اولیه (اندام‌های جنسی) یا خصوصیات جنسی ثانویه (سینه، موهای زیربغل) حداقل به‌مدت شش ماه
  • تمایل شدید برای رهاشدن از خصوصیات جنسی اولیه و ثانویه
  • تمایل شدید به خصوصیات جنسی اولیه یا ثانویۀ جنس مخالف
  • تمایل شدید به اینکه تبدیل به جنس مخالف شود یا هویت جنسی دیگری را برگزیند
  • تمایل شدید به اینکه دیگران نیز او را به‌عنوان جنس مخالف بشناسند و با او به همان شیوه رفتار کنند
  • اعتقاد راسخ فرد و پافشاری او بر اینکه احساسات و واکنش‌های معمول جنس مخالف را داراست

 

اگر فرد حداقل دو مورد از علائم فوق را داشته باشد، دیسفوریای جنسیتی در صورتی که موردِ زیر را نیز شامل شود، قطعی است:

 

  • فشار روانی یا وجود اختلال بالینی در امور اصلی زندگی فرد، مانند روابط اجتماعی، فعالیت‌های مدرسه یا روابط با خانواده

 

رفتارهای فراجنسیتی می‌تواند از ۲ سالگی شروع شود، چراکه ۲ سالگی آغاز دورۀ رشدی است که در آن کودکان، رفتارها و علایق جنسیتی خود را ابراز می‌کنند. دیسفوریای جنسیتیِ زودرس، به‌طور معمول از کودکی شروع می‌شود و تا نوجوانی و بزرگسالی ادامه می‌یابد؛ از طرف دیگر، دیسفوریای جنسیتی دیررس، در دوران بلوغ یا دوران بزرگسالی به وجود می‌آید.

 

علل اختلال دیسفوریای جنسیتی

دلایل اختلال دیسفوریای جنسیتی در حال حاضر نامعلوم است، اما گمان می‌رود ژن‌ها، تأثیرات هورمونی در رحم  و عوامل محیطی در ایجاد آن نقش داشته باشند.

آغاز علایق و فعالیت‌های فراجنسیتی یا بین‌جنسیتی، معمولاً بین سنین ۲ تا ۴ سال است و بسیاری از والدین بعدها متوجه می‌شوند که فرزندشان دارای علایق فراجنسیتی بوده است. تنها تعداد بسیار محدودی از کودکان مبتلا به دیسفوریای جنسیتی، این علائم را در دورۀ بلوغ و بزرگسالی نیز خواهند داشت. معمولاً، کودکان مبتلا به دیسفوریای جنسیتی، در زمان ورود به مدرسه شناسایی می‌شوند، به‌خصوص اگر روابط با همسن‌وسالان چالش‌برانگیز باشد یا والدین تردید داشته باشند که شاید مسائل هویت جنسیتی فرزندشان، موقتی و گذرا نباشد.

 

آغاز اختلال دیسفوریای جنسیتی در بزرگسالان از دورۀ جوانی تا میان‌سالی گزارش شده است. دو دورۀ شایع برای پیدایش دیسفوریای جنسیتی وجود دارد:

 

  • دورۀ اول به‌طور معمول در اواخر نوجوانی یا بزرگسالی مشاهده می‌شود، و ادامۀ همان اختلالی است که در دوران کودکی یا نوجوانی فرد شروع شده است.
  • در دورۀ دیگر، نشانه‌های آشکارترِ اختلال بین‌جنسیتی به‌طور تدریجی و همراه با علائم بالینی، از اوایل تا اواسط دوران بزرگسالی پدید می‌آیند.

 

 

درمان اختلال دیسفوریای جنسیتی

مشاوره‌های فردی و خانوادگی برای کودکان مبتلا به دیسفوریای جنسیتی، و درمان‌های فردی و زناشویی برای بزرگسالان توصیه می‌شود. جراحی و درمان‌های هورمونی برای تغییر جنسیت امکان‌پذیر هستند، اما هر فردی به آن تمایل ندارد چراکه احساس پریشانی ممکن است بعد از این درمان‌ها همچنان ادامه داشته باشد. این گزینه‌های درمانی باید در حین جلسات روان‌درمانی مورد بحث قرار گیرند.

 

با اینکه بعضی از افراد موفق می‌شوند بر فشارهای روانی خود غلبه کنند، اما روان‌درمانی اغلب برای دستیابی افراد به خودآگاهی و رسیدن به آرامش خاطر، سودمند واقع می‌شود، و به فرد کمک می‌کند تا با احساسات ناخوشایند و نیرومندی که ممکن است از روابط چالش‌برانگیز با همسالان یا اَنگ‌های اجتماعی به وجود آمده باشد، مبارزه کنند. بهترین نتایج برای افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی زمانی به وجود می‌آید که تشخیص، به‌موقع صورت گیرد، فرد در محیطی حمایت‌کننده باشد، و تحت درمان جامعی قرار گیرد که برای خواسته‌ها و تمایلات فرد احترام قائل است.

این مقاله با عنوان «Gender Dysphoria» در psychologytoday  منتشر و در آذرماه ۱۳۹۹ در ایتراپی ترجمه شد.

This Post Has 0 Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top
سوالی دارید؟ با ما صحبت کنید!
گفتگو با پشتیبان ایتراپی
سلام. برای چت در واتس‌اپ یا تلگرام پشتیبانی که می‌خواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید.